کلاس بازی و رشد رایان – ترم اول – شش تا نه ماه

نوشته شده بوسیله : desire در ساعت ۹:۱۶ ب.ظ | تاریخ : ۲۷ دی ۱۳۹۳

جلسه ی اول

خوب خیییییلی وقته که به اینجا سر نزدم. واقعن دلم تنگ شده بود. آقا رایان ما هفت ماهه شده و ایشالله که دیگه بتونم به مرور ادامه بدم.

مرکز سلامت مادران

خانم ها ندا و لادن نصیری

ساعت ۱۲ الی ۱۳

کلاس بازی و رشد ۶ تا ۹ ماه

سر ساعت رسیدیم. ریحانه و سارای عزیز هم از کلاس بارداری هم بودن به همراه یاس و پندار.

از کلاس یوگا و پیلاتس بعد از زایمان هم سارا و نیک و زهرا و برنا بودن. خلاصه آشنا زیاد بود و رایان رو هم که همه می شناختن بخاطر حضور در کلاس های یوگای من!!

ندا خودشو معرفی کرد و یه مختصری در مورد کلاس توضیح داد و با ماساژ شروع کردیم.

اول ماساژ سرشونه. خیلی نرم و آهسته.

بعد سه نقطه ی داخل آرنج / بین آرنج و مچ / مچ را فشار میدیم و میگیم ۱ / ۲ / ۳ بعد همون مسیر رو آروم برمی گردیم بالا و میگیم بییییب (خیلی باحاله)

روی آرنج با انگشت دایره وار حلقه می کشیم.

تک تک انگشتان رو آروم می کشیم و میگیم ۱ / ۲ / ۳ / ۴ / بییییییب بعد از چن بار  همین حرکت میگیم کوآلا / کوآلا / کوآلا / کوآلا / بییییییییب

مث لی لی حوضک کف دست رو دایره دایره می کشیم.

روی دست و کنار دست رو نقطه نقطه انگشت می زنیم.

ماساژ ساق پا. پشت زانو / بین زانو و قوزک / قوزک پا ۱ / ۲ / ۳ بیییییب

ماساژ قوزک پا. به حالت نیشگون آروم می کشیم عقب

کف پا ماساژ حلقوی

انگشتان پا مث دست شمارش بییییب و کوآلا کوآلا…

کف پا مثلث مثلث ۱۲۳/۱۲۳/۱۲۳

لپ. خطوط حلقوی دایره دایره

پشت گوش به سمت پایین چانه

بعد از ماساژ معارفه و آشنایی بود و بعدش یه موزیک بی کلام گذاشتن تا ما بیبی ها رو بغل کنیم و تو سالن بچرخیم و راه بریم و برقصیم و هر وقت استاپ شد آروم تو گوش بیبی بگیم ششششششششششششش و دوباره پلی و دنس و بعد دوباره شششششششششش

آخرشم رایانو بردم بالای سرم چرخوندم تا از بالا همه ارو ببینه.

بعد یه استراحت برای شیردهی 

توپ بازی. به هر بچه یه توپ دادن که گفتن شسته و تمیزه. بعد خانم نصیری و همکارش تک به تک اومدن و توپ هر بچه ارو گرفتن و جلوش چپ و راست کردن و دوباره توپ رو دادنو برای هماهنگی چشم و دست.

دوباره موزیک و بازی ششششششششششش

توپ بازی. این بار یه توپ بزرگ بود هر کسی که توپو می گرفت میزد روی زمین و اسم یکی از بچه های دیگه ارو می آورد و توپو قل می داد به اون سمت. مثلن برنا توپو داد به رایان.

موزیک خداحافظی و بای بای

 

کلن خیلی خوش گذشت و رایان هم خیلی خیلی شاد بود و همکاری کرد ولی کلاس خیلی شلوغ بود. ۱۷ نفر تو یه کلاس!!!

 

جلسه ی دوم

امروز روز شلوغی بود.

تارا ساعت ۹ کلاس اندیشه داشت. برف زیبا هم می بارید. من و رایان و تارا سه تایی رفتیم کانون. خانم عابدی مربی کلاس خیلی تعجب کرد که ما تو برف پاشدیم اومدیم.

بیرون کلاس با رایان بازی کردم. یه زرده بلدرچین هم بهش دادم. بعد از کلاس رفتیم دنبال علی و از اونجا من و رایان رفتیم کلاس بازی و رشد.

بخاطر برف کلاس خیلی خلوت بود.

اول از ماساژ شروع کردیم مث هفته ی پیش.

بعد چندین بار همون موزیک دنس و ششششششششششششششششششش

بعد موزیک شیپوری دارم اینجور صدا میده و …. آخرش میگه تفنگی دارم ی فشنگ داره میگه بنگ

بعد ما با بنگ بچه ها رو بردیم بالا سرمون.

بازی دوم خوابیدنی بود.

خوابیدم و رایانو گذاشتم روی شکمم. این شعرو خوندیم. من اینجا تو اونجا روی مامان نشستی. من پایین تو بالا از اون بالا نیفتی. بعد رایان و به چپ و راست خم کردم.

بعد قرار شد یه عده بایستند و بچه ها رو مث حالت چهار دست و پا آویزون روی دست نگه دارن تا از بالا بچه های پایینو ببینن و دید عمودیشون تقویت بشه.

این هم لیست موزیک هایی هست که میتونیم تهیه کنیم و تو خونه برای بچه ها پخش کنیم در حین بازی.

دنیای شادی – ناصر نظر

ترانه شادی – ناصر نظر

ترانه های کوچک برای بیداری – ناصر نظر

سبزه ریزه میزه – حمید جبلی

لطف تمبک – بهزاد میرزایی

پنج تا انگشت بودن که -مصطفی رحماندوست

نیک – رایان – برنا

 

جلسه ی سوم – یازده بهمن ۹۳

طبق معمول با ماساژ شروع شد. فقط به ماساژ های قبلی ماساژ ران پا هم اضافه شد که همزمان با ماساژ ران پا صدای ماشین در می آوردیم. وییییییییییژ

 موزیک معارفه و سلام

ندا تق تق می کوبید روی پارکت و می گفت کیه؟ کیه؟ همه ی بچه ها خیره نگاه می کردن. بعد دستشو می برد بالا و شعر می خوند که بارون از بالا می باره و …

موزیک کش بوس. خیلی نفس گیر بود. باید بچه ها رو می بردیم بالا سرمون و متناسب با موزیک بوس می کردیم. کشششششششششششششش بوس کششششششششش بوس

موزیک خداحافظی آخر که کلن ثابته.

بازی با کفگیر – دادیم دست بچه ها تا بازی کنن. یخورده دورتر گذاشتیم تا دست دراز کنن و بیارن. ی نخ بهش بستیم و کشیدیم عقب تر.

 

جلسه ی چهارم

بازی با مکعب و نخ

یکبار نخ رو سمت بچه ها می ذاشتیم و یک بار مکعب رو. بعد مکعب رو می چرخوندیم

 

جلسه ی پنجم

بازی با صدا ها + حروف الفبا + ساز

ندا حروف الفبا رو تکرار می کرد و بچه ها محوش شده بودن. ببببب چچچچچچ خخخخخ شششششش و …….

 

جلسه ی ششم

بازی با جوراب و توپ پینگ پونگ

توپ رو روی دهانه ی جوراب می ذاشتیم تا بچه ها برش دارن. بعد با توپ بازی کردن.

 

جلسه ی هفتم

بازی با قرقره

چرخوندن قرقره و قرقره رو تو انگشت خودمون و بچه ها کردیم و بعد همه قرقره ها رو پرت کردیم وسط. خیلی با حاله.

 

جلسه ی هشتم

بازی با مکعب و لیوان یکبار مصرف

مکعب را داخل لیوان گذاشتیم و انگشتان بچه ها رو می کردیم توی لیوان تا مکعب رو لمس کنند و بکشن بیرون.

 

جلسه ی نهم

مسابقه ی چهار دست و پا

خیییییییییییییلی با حال بود نیک سریعتر شروع کرد ولی وسط راه استاپ کرد و رایان آروم از کنارش رد شد و جلو زد. بقیه بچه ها هنوز چهار دست و پا نمیرن.

 

جلسه ی دهم

اولین جلسه سال جدید

ماساژ

موزیک معارفه و سلام

موزیک طبل بزرگم خیلی قشنگه وقتی که می زنم اینجور صدا میده بام بارابام بارا….

شیپوری دارم خیلی قشنگه وقتی ک می زنم اینجور صدا میده دودورودودودودود

اسب سفیدم خیلی قشنگه وقتی ک راه میره اینجور صدا میده پیتیکو پیتیکو پیتیکو پیتیکو پیتیکو

اما تفنگم توش ی فشنگه وقتی ک میزنم اینجور صدا میده بنگ.

بچه ها رو با صدای بنگ می بریم بالا

یه نی به بچه ها داد و یک نی هم به مامانها. گفت که ما با نی پشت گوش و لای موهاشون فوت کنیم.

بعد نی رو یک گره بزنیم و بدیم که با انگشت باز کنند. رایان انگشتشو انداخت تو گره نی و بازش کرد.

لادن خداحافظی کرد تا برای شش ماه به کانادا بره.

ثبت نام ترم جدید ۲۸۰ تومان

 

جلسه ی یازدهم

بجای لادن یکی از مدرسان موسیقی موسسه خودشون که اسم ایشون هم لادن هست و مربی دف هست اومد.

مثل همیشه ماساژ و موزیک سلام

موزیک و بازی طبل بزرگم

موزیک و بازی ۱۲۳۴ پیش پیش

ندا جون فلوت زد. رایان مترصد بود که ندا فلوت رو بذاره زمین تا بره برداره.

بازی آشنایی با اعضای بدن

در مورد خواب و زمان جدا کردن جای خواب بچه ها صحبت کرد.

هیچ نسخه ی واحدی برای تمام بچه ها وجود نداره. بهتره که هر دو/سه ماه یکبار جدا کردن اتاق و تخت کودک رو امتحان کنیم. ممکنه برای بعضی از کودکان خیلی راحت جواب بده. بعضی از کودکان هم وابسته ترن و بهتره که بهشون استرس وارد نکنیم و تا دو سالگی باهاشون کنار بیاییم. به هر حال فرهنگ کشور ما خیلی با اروپاییها فرق داره و بعضی از روانشناسان نظرشون اینه که خیلی از ناهنجاریها و عدم اعتماد به نفس بزرگسالان ریشه اش در استرس های کودکی و بد جدا شدن از مادر هست.

 

جلسه ی دوازدهم – ۲۹ فروردین ۹۴ – جلسه ی آخر

بازی با چوب خط ها

استیک های رنگی رو روی زمین ب شکل های مختلف می چیدیم. مثلن مثلث مربع و …. و بچه ها نگاه می کردن و بهم می زدن و سریع ی شکل دیگه می ساختیم.


برچسب ها ،
تحت دسته : رایان
نظرات (۰)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

درج یک نظر